پوتین هر چه بود؛ در اوکراین تبدیل به پنبه شد

موزیکال

تحلیلگر سیاسی

خروج غیرمنتظره ایالات متحده از افغانستان به تفسیرهای متفاوتی منجر شده است. مهمترین تفسیر پرتوافق، رها شدن ایالات متحده در خاورمیانه به منظور تمرکز بر کنترل چین بود.

با این حال، برنامه از لون دیگری بود. ایالات متحده به شدت از تشدید هژمونی جهانی خود آگاه بود. گسترش چین نمی تواند تمام کاستی ها را برطرف کند. آلترناتیو چینی پوتین بود که تمایل داشت آمریکا را از تله چندجانبه خارج کند.

یک استراتژی سه بعدی برای آینده هر سه رقیب احتمالی. اروپا، روسیه و چین خاری در چشم آمریکا بودند.

غارت اوکراین بود. پوتین سرمست از بادهای قدرت، صدام را با اشتباهی مهلک به چاه اوکراین انداخت. و تا حدودی تحت فشار قرار گرفت.

بحران در اوکراین؛ هژمونی اقتصاد و اعتبار بین المللی روسیه را از بین برده است. به نظر می رسد پیامدهای اجتناب ناپذیر جنگ های روسیه با ژاپن (1905) و افغانستان (1979) در آینه اوکراین می درخشد.

آمریکا با استراتژی دوجانبه از بحران دور می شود اما با دستان خود به بحران دامن می زند و روز به روز آن را شورتر می کند.

پوتین معتقد بود که هیتلر با سناریوی جنگ قدرت بر اوکراین مسلط خواهد شد. یک اشتباه استراتژیک که سخنگوی کرملین آن را یک تراژدی بزرگ برای روسیه دانست.

روسیه اکنون در باتلاق یک سیستم پاتریمونال یکجانبه مبتنی بر الیگارشی در برابر یک سیستم نهادینه شده مبتنی بر سود و زیان زانو زده است. تفاوت بین قدرت ناشی از نهادگرایی و قدرت مبتنی بر کیش شخصیت در محافل تاریخی آشکار است.

  هرگز بعد از ناهار قهوه ننوشید!!

پیله های قدرت غیرمسئولانه چشم صاحب را کور می کند. بر این اساس او افق را وارونه می بیند.

او فکر می‌کند که بر اسب تاریخ می‌لرزد و جهت‌گیری می‌کند، علیرغم اینکه زیر خرقه توهمات فردی-الیگارشی می‌بافد آنچه را که ده‌ها ریسمان بوده است. دود کوری استراتژیک پوتین در اوکراین، روسیه را از یک قدرت جهانی به یک قدرت کنترل شده و عادی تبدیل خواهد کرد.

هشداری تلخ به توهمات روسیه از یک سو و دیگرانی که معتقد بودند زیر ردای پوتین می توان در مقیاس جهانی به خود بالید. لجن پوتین در اوکراین رنگ آبی را برای کسانی که روسیه را تصور می کردند گرم می کند. نمونه ای از تمثیل وجود داشت که «کور عصایش کور می شود».

دیدگاهتان را بنویسید