راه حل های طلایی برای درمان تنبلی

جالب اینجاست که بیشتر تنبلی ما از این هفت نوع است:

1- گیج شده ایم و نمی دانیم چه کنیم

برخی از تنبلی های ما در واقع یک آشفتگی است و ما حتی نمی دانیم از کجا شروع کنیم. به هر حال، کمال گرایان بسیار اسیر این نوع سردرگمی هستند. آنها می خواهند همه چیز عالی باشد و می خواهند در مدت زمان کوتاهی به یک نتیجه عالی برسند و از آنجایی که قبلاً تجربه کرده اند که در دنیای واقعی چنین چیزی امکان پذیر نیست، گیج می شوند و اصلاً کارها را شروع نمی کنند. و فقط در این فکر خوب هستند که کارهای زیادی انجام می دهند و بس.. بالاخره به آن می گویند: تنبلی!

رفتار: از تجربیات گذشته درس بگیرید و بدانید که موفقیت های کوچک و تدریجی بهتر از بی نظمی های مداوم هستند. شب وقت بگذارید و یک برنامه عملی برای فردای خود بنویسید.

2- ترس مرضی بد: نمی توانم!

بسیاری از ما این صدای درونی را داریم: «بیش از 10 سال طول کشید تا به سطح درک درست زبان انگلیسی برسم. چگونه زبان آلمانی دشوار را یاد بگیرم؟”

«در این امتحان نمره بالا خیلی سخت است. «از آنجایی که احتمالاً علیرغم تلاشم نمره متوسطی خواهم گرفت، بهتر است اصلاً مزاحم نباشم.

در این نوع “تنبلی” شما کاملاً پذیرفته اید که نمی توانید، بنابراین شروع نمی کنید.

درمان این تنبلی این است که از افراد موفق بپرسید چگونه شروع کردند. اگر بدانید که بسیاری از آنها شروع بسیار بدی داشته اند، شگفت زده خواهید شد.

  امیر فصل را از دست داد؟

3- نقطه نظر منفی ثابت: می ترسم نتوانم به طور پوچ خاص و عام!

این نوع «تنبلی» را کسانی رنج می‌برند که به عقاید و حرف‌ها و هیاهوهای مردم اهمیت می‌دهند و مدام با خود می‌گویند: «اگر من نتوانم در مسابقه پیروز شوم، همه می‌گویند آن روز فلان آموزش دیده. و شب و شکست خورد. “سپس آن را آشکار و نامحسوس می کنند. پس بهتر است در این روند شکست خورده دخالت نکنم.”

راهش این است که به خودتان بگویید من برای خودم و خوشبختی شخصی ام در زندگی ام کار می کنم. البته اشتباهات و شکست ها بخشی از سفر است و من از “سفر” لذت می برم و اهمیتی نمی دهم که دیگران چه می گویند.

4- سندرم خستگی مزمن!

برخی افراد صدای درونی دارند که مدام آنها را صدا می کند: «ببین! امروز خیلی خسته ای ساعت شش صبح بیدار شدی و رفتی دفتر. آیا می خواهید چهار مایل در شب بدوید؟ پلانک، دراز و نشست؟ مهم نیست! شما مستحق استراحت هستید. تو خسته ای!”

راه رهایی از این نوع تنبلی استفاده از یک ترفند کوچک است. به خودت بگو امروز میخواهم خودم را عذاب بدهم و خودم را بیشتر خسته کنم. مثلاً بعد از اینکه ورزش کردید و بعد از تمرین به آن «احساس» خوب رسیدید، به خاطره ای در پس زمینه مغزتان تبدیل می شود. دفعه بعد می توانید به آن خاطره بروید و این بار بگویید: «بله! “امروز خسته ام، اما می دانم اگر کاری انجام دهم، خوب می شوم.”

5- بی تفاوتی! چه اتفاقی خواهد افتاد!

  تورم نقطه ای در ماه های آینده کاهش می یابد

مثلاً این کتاب را بخوانید. آیا برای اینکه بیشتر افسرده شوم باید بیشتر بدانم؟ فرض کنید 10 کیلوگرم وزن کم کرده است. آیا به جایی خواهم رسید؟ آیا من برای کسی مهم هستم؟

اینجاست که باید به خودتان انگیزه بدهید تا از بی تفاوتی دوری کنید. مثلاً درباره کتابی که می‌دانید جالب است توییت کنید یا نظر خود را درباره چند داستان بنویسید. یا یک استوری پست کنید و مشخص کنید که از فرم خارج شده اید و می خواهید یک چالش یک ماهه را شروع کنید و از فالوورهای خود بخواهید که به آن بپیوندند و شما را تشویق کنند.

6- متاسفم! برای من خیلی دیر شده است

“آره! این روش تجاری که اکنون یاد گرفتم بسیار خوب است. اما ای کاش 20 سال پیش این زمان و تجربه را داشتم. الان خیلی زیاده!”

به یاد داشته باشید که بسیاری در دوران میانسالی یا حتی پیری به موفقیت و شهرت رسیده اند.

7- هویت جعلی یک تنبل برچسب شما شده است

به عنوان مثال، اگر در پیاده روی از دیگران عقب افتادید و در واقع به دلیل آسیب اخیر زانو است، به خود می گویید: به شما ثابت کنید که من واقعا تنبل هستم!

جملات مثبت را در شب برای خود تکرار کنید. مواردی از این قبیل:

من چابک هستم و هر روز سخت کار خواهم کرد تا بهتر شوم.»

“من باهوش هستم و با یادگیری همیشه از دیگران جلوتر خواهم ماند.”

من یک هنرمند هستم و مهارت های هنری خود را نشان خواهم داد.»

منبع: عصر ایران

دیدگاهتان را بنویسید