راه برون رفت از بن بست اصلاح سیاست داخلی و روابط خارجی است

امیرحسین جعفری / روزنامه نگار

وضعیت امروز برای دولت پیچیده است و انتقادات زیادی از رفتار سیاسی رئیس جمهور و وزرای او وجود دارد. شعارهایی که منجر به روی کار آمدن رئیس جمهور و جناح او شد با دولت فعلی فاصله زیادی دارد.

اکنون دولت همچنان در خط مقدم و فضای تنش های داخلی و خارجی با حضور فعال تجار تحریم و مذاکره باقی مانده است. حتی اگر موفقیت بزرگی در مذاکرات وین حاصل شود، نمی توان ارزیابی کرد که آیا این پیروزی بیش از یک سال دوام خواهد آورد یا خیر. برای نگاهی به عملکرد دولت و چالش های پیش روی آن، با مهدی آیتی نماینده مجلس ششم و فعال سیاسی اصلاح طلب گفت وگو کرده ایم که مشروح آن را می خوانیم:

رئیسی در تلاش است روابط با غرب را به طور مثبت یا منفی پایان دهد! به نظر شما یک رئیس می تواند در روابط با غرب قهرمان شود؟

این ایده به زمان دولت روحانی برمی گردد. روحانی در مصاحبه ای پس از برجام گفت که برجام 2 در پیش است و یکی از وعاظ گفت که بحث تغییر رهبری مطرح است و آقای روحانی باید جزو گزینه ها باشد یعنی روحانی مدعی رهبری است.

در این شرایط جناح راست شروع به رویارویی با ظریف و روحانی کرد و در نتیجه چون زیر میز بودند، بازی برجام به هم خورد و آمریکا در این شرایط از برجام خارج شد، زحمات چندین ساله به هدر رفت و وارد شدیم. یک فاز جدید

جناح راست این شعار را داد که ما به مجلس و دولت انقلابی نیاز داریم، یعنی جوانان و انقلابی که کلیباف و رئیسی در دوره آقای روحانی تبلیغ کردند و بعد دیدم مجلس یازدهم آمد و رئیسی رئیس جمهور شد و در نتیجه. موضوعی که امروز مطرح می شود، 180 درجه مخالف نظر آقای روحانی و ظریف و دولت قبل است.

یعنی معتقدند غرب زدگی دستور نجات ایران نیست، بلکه غرب ستیزی راه نجات است.

حتی آقای روحانی هم وقتی تلفنی با اوباما صحبت می کرد از طرف دولت معترض شد که چرا با اوباما تلفنی صحبت کردید و این وضعیت وارد مرحله جدیدی شده که ما به جای غرب گرایی دنبال غرب ستیزی رفته ایم و حالا ما با مجلس انقلاب راهی نمی گشاییم جز اینکه به تور مشرق برویم!

  مدیرعامل منطقه آزاد منصوب از سوی دولت روحانی برکنار شد

برای غرب ستیزی باید برویم و انواع پروتکل ها را با روسیه، چین، کره شمالی، کوبا و بلوک شرق ببندیم و الان راه ما این است. توافق 25 ساله با چین، روسیه و آمریکای لاتین نشان می دهد که ما یک سیستم ضدغربی باقی خواهیم ماند و با آمریکا و اروپا و همچنین با کشورهای منطقه مستقر در آمریکا و اسرائیل مبارزه خواهیم کرد.

در نتیجه باید با این راهبرد به سمت شرق حرکت کنیم که با دیدگاه های مسالمت آمیز روحانی متفاوت است، زیرا اصولگرایان معتقدند روحانی در پادشاهی آقای هاشمی رفسنجانی بوده است.

آقای روحانی 40 سال است که دست راست هاشمی است. چه در جنگ، چه در مجلس و چه در مرکز راهبردی ریاست جمهوری با آقای هاشمی بود و در اواخر عمر آقای هاشمی پیشنهاد داد که باید با غرب مذاکره کنیم.

اما آنچه امروز وجود دارد دقیقاً برعکس است، یعنی ما باید با غرب مبارزه کنیم و از کشورهایی که با امپریالیسم مبارزه می کنند و جبهه ضد صهیونیستی را تقویت می کنند، حمایت کنیم و برای آن باید با شرق متحد شویم.

به نظر می رسد دولت و شخص رئیس جمهور تلاش زیادی می کنند تا مورد توجه قرار گیرند. چرا اقدامات دولت حتی اگر مثبت باشد برای جامعه قابل اعتبار نیست؟

فردی که فقط شعار می دهد و نمی تواند برای مردم کارهای مثبت انجام دهد، باور مردم نسبت به او ضعیف می شود. امروز حتی افراد در جبهه محافظه کار انتظار دارند که یک رهبر بتواند در مورد شرایط زندگی مردم تصمیم بگیرد.

در حالی که رئیسی در یک سال اخیر موفق به این کار نشده و هنوز هم در حل مشکلات معیشتی مردم ناکام مانده است. تورم همچنان در حال افزایش است و تورم، بیکاری و تعطیلی در بخش تولید ادامه دارد. ما می‌توانیم شبانه روز در استان‌ها سفر کنیم و در حمایت از تولیدکننده و مردم شعار بدهیم، اما در عمل مردم می‌بینند که اتفاق مهمی نیفتاده است و هیچ گشایش اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نمی‌بینیم یا وقتی می‌گویند مبارزه با فساد فقط یک شعار است مردم با ماندن در همه بخش های بازی های خانوادگی و رفاقت بیش از هر زمان دیگری آنچه را که می بینند باور می کنند.

  گوگل شبکه کامپیوترهای آلوده را مختل کرده است

انحصار باعث فساد می شود! انتشارات و موقعیت های جهانی منقضی شده اند.

ریاست جمهوری نیز دو دوره دارد. اگر به مدیران جوان و پیر و فرسوده زمین ندهیم تا آخر عمر قدرت را رها نمی کنند.

ادعای اینکه یک رئیس توسط عده ای در پشت صحنه سیاست اداره می شود چقدر واقعی و تا چه اندازه محصول توهم توطئه است؟

در تمام دنیا اینطور است. ترامپ و بایدن مانند ریاست جمهوری خودمان در قدرت هستند. البته رهبر صفر تا صد تصمیم نمی گیرد و تفکر جبهه و جمعی تعیین می کند که دولت رئیس جمهور چه برنامه ای باید داشته باشد و قطعا رئیس جمهور تنها نیست و تیمی هدایت می کند. اتاق های فکر می نویسند که همه اینها طبیعی است و بد نیست و قطعا توسط یک تیم هدایت می شوند.

یکی از انتقاداتی که در ماه های اخیر به دولت وارد شده، انتخاب وزرای ناکارآمد از جمله در حوزه کار و آموزش بوده است. فکر می کنید سال آینده دولت اصلی شاهد تغییرات خاصی در حوزه مدیران ارشد و وزرا باشد؟

امروز مجلس ما که همسو با دولت است به ترکیب کابینه و ترکیب دولت اصلی معترض است. من در چند هفته گذشته در پارلمان بودم و نمایندگان پارلمان اروپا معتقدند که نخست وزیر دولت ضعیفی است و وزرا اغلب تجربه خوبی ندارند. در نتیجه دولت اصلی تاکنون هیچ تغییری در اقشار مختلف جامعه ایجاد نکرده است. این را اصلاح طلبان نمی گویند بلکه طرفداران رئیس جمهور و اصولگرایان هم می گویند دولت شکست خورده است.

برخی معتقدند با توجه به بلاتکلیفی بودجه و افزایش مالیات و شرایط معیشتی، سال آینده سال چالشی برای دولت و مردم خواهد بود. به نظر شما چالش های اصلی دولت در سال آینده چه خواهد بود؟

ما از اول انقلاب دو مشکل عمده داشتیم. اول سیاست داخلی دوم سیاست خارجی. اقتصاد ما هم متاثر از سیاست ماست، یعنی اگر ما سیاست کنیم، معیشت مردم هم می شود. یعنی کسانی که شعار می دهند مشکل اقتصادی ما مشکل مدیریتی است اصلا اینطور نیست، بلکه مشکل کشور ما مشکل سیاست داخلی و خارجی است و از اول انقلاب هم همینطور بوده است. در سیاست داخلی باید به مردمی که منظورشان تولیدکننده داخلی است تکیه کنیم و جامعه ای که حق بیان داشته باشد و از آزادی های قانون اساسی استفاده کند و بتواند مشارکت مردمی برای انضباط داخلی ایجاد کند، دولت در راه است. به موفقیت مجلس باید عصاره فضایل ملت باشد نه اینکه عده ای به مجلس بروند و عده ای مدیران ارشد کشور شوند.

  بدون غافلگیری/ صعود سخت استقلال به مرحله بعد

ما در سیاست داخلی به همان شعارهایی نیاز داریم که انقلاب با آن پیروز شد، یعنی آزادی و استقلال! شعارهایی که تبدیل به قانون شد. آزادی بیان، حقوق شهروندی، حقوق بشر، رفع تبعیض و فساد و… چهل سال است که در این زمینه مشکل داریم. و در سیاست خارجی شعار ما غالباً جنگ بوده است یعنی از روز اول تا امروز پیام صلح و دوستی به جهانیان نفرستاده ایم.

در نتیجه ما در عرصه سیاست خارجی ایران هراسی را در سراسر جهان از خلیج فارس گرفته تا غرب رواج داده ایم که همگی در آگاهی عمومی ما تبلیغ کرده اند که ایران می خواهد نظم جهانی را به هم بزند. و این باعث شد ایران هراسی اتفاق بیفتد.

این رفتارها باعث شده تا شهروند ایرانی وارد فرودگاه هر کشوری شود و دولت آن کشور به ایرانی توهین کند. همه این مشکلات امروز ما را در جهان منزوی و تنها کرده است و حتی همسایگان ما دوستی واقعی با ما ندارند و این ایرانی هراسی به نفع اسرائیل و آمریکا بوده است. همه تبلیغات علیه ایران باعث شد کشورهای عربی به دست دشمن بیفتند. امروز به وضوح می بینید که ترکیه و سایر کشورها در حال بستن قراردادهای قوی با اسرائیل و ایجاد پایگاه هایی علیه ما هستند.

نکته آخر

راه برون رفت از بن بست اقتصادی و سیاسی اصلاح رابطه سیاست داخلی و خارجی است. به هیچ وجه مشکل اقتصاد ما مشکل مدیریتی نیست و تا اصلاح سیاست داخلی و خارجی در این بن بست خواهیم ماند.

دیدگاهتان را بنویسید