دیدگاه فیلسوفان در مورد غذا

فیلسوفان و غذا!

فیلسوفان تمایل دارند بر معرفت شناسی، متافیزیک و چیزهای کوچکی مانند معنای زندگی تمرکز کنند. اما گاهی اوقات ذهن های بزرگ در چیزهای دیگر از قلمرو خود دور می شوند، مانند ساختمان ها (مانند مارتین هایدگر)، غذا (مانند توماس هابز)، آب گوجه فرنگی (مانند رابرت نوزیک)، و آب و هوا (مانند لوکرتیوس و ارسطو).

افلاطون زمانی به نقل از سقراط در جمهوری نوشت: «آنها شکم خود را مانند حیوانات پر می کنند». راستش این دو تا مبلغ زیادی نبودند.

شاید افلاطون وقتی در مورد جامعه ایده آل خود می نوشت، بد اخلاق بود. البته او آخرین ذهن بزرگی نبود که در مورد غذا و پرخوری نوشت.

فیلسوفان مسیحی علاقه خاصی به غذا داشتند. خود مسیح اشتهای او را ستایش نمی کند: «پسر انسان آمد و می خورد و می نوشد. شما می گویید مرد شکم و دهنی است. (لوقا 7:34)

جای تعجب نیست که سنت آگوستین در سخنان خود در مورد غذا به این نتیجه رسید که «وقتی انسان بیشتر از آنچه باید گوشت می خورد و می نوشد، باید بداند که این یک گناه کوچک است».

St. توماس آکویناس این عبارت را نقل کرده و تأیید می کند. اما این راهب مغرور بدون شک عاشق خوردن بود. آکویناس آنقدر چاق بود که به یک میز با طراحی خاص نیاز داشت. همانطور که انتظار می رفت، او رویکردی نسبتاً منفعلانه برای پرخوری داشت. وی اذعان داشت که «پرخوری به معنای پرخوری است» اما بلافاصله افزود که «انسان نمی تواند از آن اجتناب کند». (رکورد الهیات، ص 148) وی در ادامه به این نتیجه رسید که «پرخوری گناه نیست».

  صدا و تصاویر جالب از سیاره سرخ + فیلم

توماس هابز فیلسوف سیاسی جز نام کوچکش با آکویناس کاری ندارد. این دو در مورد اخلاق و همچنین نگرش خود به غذا دیدگاه های متفاوتی داشتند.

هابز در کتاب لویاتان 29 بار از کلمه غذا استفاده کرد و هر بار دید چندان مثبتی نسبت به آن نداشت.

هابز بیشتر شبیه یک مربی تناسب اندام قرن بیست و یکمی، استدلال می کند که پرخوری شما را به یک فیلسوف بی فایده تبدیل می کند: “اشتها به غذا توجه به دانستن علل را از بین می برد.” او گفت که پرخوری حتی شما را خنگ می کند، زیرا کسانی که “کاری جز خوردن انجام نمی دهند” همه چیز را بیهوده باور می کنند. (لویاتان، ص 432)

سورن کی یرکگارد مردی ثروتمند و خوش ذوق بود که کسانی را که با عجله غذایشان را می خوردند تحقیر می کرد.

او نوشت: «از همه چیزهای مسخره، من فکر می کنم خنده دارترین چیز این است که مثل کسی باشید که برای غذا و کار عجله دارد.»

با این حال، اگزیستانسیالیست دانمارکی نگفت چه خورده است.

اما لودویگ ویتگنشتاین واضح تر بود. از غذای خوب متنفر بود. او پس از یک مهمانی در خانه موریس درو به یکی از دوستانش گفت: «اجازه دهید واضح بگویم، تا زمانی که اینجا هستیم، اینطور زندگی نخواهیم کرد. “برای صبحانه یک بشقاب بلغور جو دوسر، برای ناهار سبزیجات باغچه و عصر – یک تخم مرغ آب پز خواهیم داشت. (ویتگنشتاین، به نقل از کریستوفر لارنس و استفان چاپین، «علم تجسم یافته: تجسم های تاریخی علوم طبیعی»، 1998، ص 22)

  علائم یک بیماری جدی مردانه که مردان آن را جدی نمی گیرند

اینها ممکن است عمیق ترین بینش این فیلسوفان نباشد، و کاملاً مشخص نیست که آیا آنها منبع غذای فکری هستند یا خیر.

منبع: خبرگزاری کتاب ایران; ترجمه کامران برادران

دیدگاهتان را بنویسید