خروس مردی را قرض داد تا بکشد

دو برادر که سرانجام پس از 38 روز دوندگی و سرگردانی در شهرهای مختلف کشور توسط کارآگاهان خراسان رضوی در مسافرخانه ای دستگیر شدند، روز گذشته به سوالات قاضی محمود عارفی راد، بازپرس ویژه قتل عمد در مشهد پاسخ دادند و فاش کردند. راز این جنایت وحشتناک …

«محمدرضا.خ» متهم 28 ساله این پرونده جنایی درباره نزاع وحشتناک شب حادثه گفت: امشب به همراه چند تن از دوستانم برای تفریح ​​و سرگرمی به منطقه تفریحی طرقبه رفتیم. ما هم مشروب خوردیم. هنوز نصف شب نشده بود که مست شدم و گوشی برادرم را برداشتم. آن طرف خط گفت: دعوا داریم و از من خواست که بروم دعوا کنم! تا من را نزد برادرم ببرم بلافاصله سوار ماشین شدم و با دوستانم به سمت مشهد حرکت کردیم و با دیدن ساختمان برادرم در قلعه هنوز به دلیل مصرف مشروبات الکلی احساس عادی نداشتم و از ماشین دوستانم پیاده شدم.

متهم جوان این پرونده جنایی که با چاقو رگ مرد 45 ساله ای را بریده بود، افزود: مردی را که قرار بود با او درگیری کنم نمی شناختم، سوار ماشین برادرم شدم و رفتم. به خیابان پورسینا.» در آنجا برادرم ماشین را متوقف کرد و با دیگری تلفنی صحبت کرد. طولی نکشید که محمدرضا اف (مقتول) بیرون آمد و برادرم نزد او رفت. وقتی دیدم با هم دعوا می کنند ناگهان کنترلم را از دست دادم و با همان عصبانیت با یک چوب در دست چپ و چاقو در دست راستم از ماشین بیرون پریدم. مرد 45 ساله ای با دیدن حمله من ابتدا با چوبی که در دست داشت به سمت من حمله کرد و چوب را بلند کرد تا به سرم بزند اما من فرار کردم و چوب به من اصابت نکرد. در این بین با چوبی که در دست چپم بود به سرش زدم، سپس سعی کردم با چاقو به کتفش ضربه بزنم که تیغه آن به گردنش اصابت کرد و سنگ های مانع روی زمین افتاد. من و برادرم با دیدن این صحنه سوار ماشین شدیم و به شهرهای شمالی کشور فرار کردیم اما چون احساس می کردیم پلیس ما را طرد می کند مجبور شدیم به شهرهای دیگری مثل اصفهان برویم و در نهایت به مشهد برگشتیم و در آنجا رفتیم. دستگیر شدند.

  رحمتی فجر سپاسی را به تراکتور ترجیح داد!

برادر متهم که خود را «بصیر.خ» معرفی کرد پس از بازجویی در پاسخ به سوال قاضی درباره چگونگی وقوع این جنایت گفت: برادر بزرگتر محمدرضا هستم که به مرغ فروشی مشغول است. و خروس.به همین دلیل با محمدرضا ف.(مقتول) کار داشتم.او برایم چند مرغ و خروس به صورت نسیه خریده بود و من از او حدود سیصد و چهارصد هزار تن درخواست کردم.بین ما اختلافات مالی پیش آمد. بر سر معاملات و نسیه، اما جواب بدهی هایش را نداد و با صدای بلند جواب من را داد تا اینکه تلفنی با هم دعوا کردیم، اما این صحبت آنقدر توهین آمیز و فحاشی بود که با همان لحن توهین آمیز گفت: «اگر پول می خواهی بیا. خانه! من که می دانستم باید با هم دعوا کنیم، امشب به برادر کوچکم زنگ زدم و از او کمک خواستم، اما نمی دانستم که او مسلح است و چاقو دارد! وقتی برادرم را بردم آدرس دقیق خانه محمدرضا ف را نمی دانستم و فقط منطقه پورسینا به یادم بود. بنابراین وقتی به محله آنها نزدیک شدیم، او را از خانه بیرون زدم!

متهم ادامه داد: در حالی که من و او در حال مشاجره بودیم، ناگهان برادرم از ماشین پیاده شد و با چاقو به گردن او زد. ابتدا فکر نمی کردم مرده باشد، اما وقتی در عقب سوار ماشین شدم، یک لحظه دیدم که سنگ های مانع در وسط کوچه افتاد و سپس از شمال کشور فرار کردیم.

در پی اعترافات صریح متهمان و کشف جنایت، دو برادر تا زمان برگزاری دادگاه بازداشت شدند و برادر بزرگتر متهم به کمک به برادر کوچکتر شد.

  طالبان سازهای دو خواننده را به گردن آویختند

دیدگاهتان را بنویسید