حقوق اساسی و حقوق شهروندی

سید ملک لطفیان

استاد

هر گاه حقوق مردم را از منظر رابطه ملت و دولت در نظر بگیریم، شناخت حقوق اساسی به عنوان یکی از گرایش های حقوق عمومی پاسخگوی مشکلات ما است. اینکه حقوق و تکالیف متقابل دولت و مردم در تشکیل اجتماعات بر اساس اصل 27 قانون اساسی برگرفته از نص در جهت عینیت است، ممکن است در مرحله اجرا با چالش های نظری و عملی مواجه شود که با کمک حقوقدانان قانون اساسی قابل حل است. اما گاهی انباشته شدن مطالبات سرکوب شده در سه دسته نیاز طبق نظریه مازلو باعث می شود که مطالبات معترضان آنچنان چند برابر شود که دولت با مجموعه ای از مطالبات مختلف از لایه های مختلف دست و پنجه نرم کند. نخبگان، زنان، جوانان در اولویت هستند. عده ای در فقر مطلق فقط برای نان گریه می کنند و عده ای دیگر از فقیران که سیر می شوند اما مستاجر سختی معیشت نظافت و اسباب کشی را احساس می کنند و برای حل بحران مسکن عصیان می کنند. در واقع، اقشار نخبه و بین قشر نخبه بر نیازهای فیزیولوژیکی خود غلبه کرده اند و خواهان آزادی شده اند، هرچند ممکن است از سوء تغذیه رنج ببرند یا مانند توده های دیگر زندگی کنند. کسانی که طبقه روشنفکر جامعه را تشکیل می دهند، نه تنها نیازهای عادی و شخصی خود را می بینند، بلکه ایده آرمان شهر را در ذهن خود مطرح می کنند و به سمت ایده آلیسم می روند. در شرایط کنونی ایران که به دلیل شکاف طبقاتی شدید، اقشار مختلف اجتماعی فارغ از جنسیت، طبقات و پایگاه اقتصادی در کنار هم دست به اعتراض می زنند، این امر منجر به این شده است که در میان مطالبات توده ها از جمله جوانان و زنان از یک سو و نخبگان علمی و مالی از سوی دیگر. از سوی دیگر نوعی همگرایی و هم افزایی به وجود می آید و همین عامل بر تراکم اعتراضات می افزاید، بنابراین اگر اعتراضات کنونی رهبری مقتدر و کاریزماتیک داشته باشد، به طور بالقوه می تواند به انقلابی دیگر در سپهر ایران منجر شود. سیاست و فرهنگ نگارنده گمان نمی کند که به دلیل موج سواری و سواری دشمنان بر حرکت معترضان، به جای اقناع وجدان، خطر تجزیه طلبی را افزایش دهیم و اعتراضات را با چماق تهدید تجزیه طلبانه سرکوب کنیم. اصولاً خواسته های توده ها و نخبگان برای دستیابی به نسخه ای واحد با تحلیل مشترک از شرایط یکسان از یک نوع نیست. اقدام مربیان؛ آزادی، عدالت و کرامت است و دیگر فعالان این سفره را به درازا و وسعت سفر می‌پندارند، زیرا آنقدر در فقر، فساد و تبعیض غوطه‌ور شده است که راهی جز زنده ماندن (نه زنده ماندن) برای گریه کردن ندارد. با این همه تنوع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مردم ایران، همه آنها در یک حق مشترک هستند که به آن «حقوق شهروندی» می گویند. همه مردم ایران از هر دین، جنس، نژاد، زبان، پیشینه علمی و اقتصادی دارای حقوق مساوی و در وظایف برابر قانون هستند. بر اساس اصول قانون اساسی، همه اتباع ایران شهروند محسوب می شوند و از حقوق فردی و اجتماعی برخوردارند. در واقع، تلاقی بین حقوق اساسی یک ملت و حقوق مدنی آنها خود را در «حقوق شهروندی» نشان می دهد. در سوئیس حتی یک موضوع ساده مدنی مانند ساخت پل در شهر را رفراندوم می نامند و این از تبلور سیستماتیک در تحقق اراده شهروندان می گوید و حوزه سیاست بر همه آن سایه افکنده است. شهروندان در طول سال است و فقط به دوره انتخابات محدود نمی شود. لازمه توسعه سیاسی و اقتصادی در ایران، توسعه فرهنگی و زیربنای نرم اندیشه و شعور است، مشروط بر اینکه حاکمیت در دست روشنفکران مردم باشد و از آزادی بیان دگراندیشان نترسند. راه عدالت از آزادی می گذرد، زیرا اگر آزادی نباشد نمی توان با بی عدالتی مبارزه کرد. اعتراض به بی عدالتی از طریق تشکیل احزاب، اتحادیه ها و اتحادیه های کارگری تحقق می یابد. هیچ راه دیگری برای جلوگیری از انباشته شدن الزامات سیستم وجود ندارد. اگر هر شهروند ایرانی اعم از توده ای و نخبه به عضویت یک تشکل صنفی یا سیاسی درآید، نیروی عظیم شهروندان مانند سیل ویرانگر عمل نمی کند و سد تشکل های فراگیر ملی جلوی سونامی را می گیرد. هنر کارشناسان امنیتی یک سیستم این است که از تبدیل الزامات اجتماعی-فرهنگی به الزامات سیاسی و الزامات سیاسی تبدیل به الزامات امنیتی جلوگیری کنند. اگر هنر نزد ایرانیان است و هست; این حوزه و این میدان.

  دایره آزادی های قانونی روز به روز تنگ می شود

اگر کسی در خانه باشد، یک کلمه کافی است.

دیدگاهتان را بنویسید