جامعه ایران مطالبات خود را از مسیر دیگری دنبال می کند که هزینه کمتری دارد

مناقشه بر سر ریشه حوادث اخیر ذهن شخصیت ها و جریان های سیاسی را به خود مشغول کرده است چرا که با وجود مشکلات اقتصادی، مطالبه و شعار اقتصاد در اعتراضات اخیر بسیار ضعیف بود. اما به گفته برخی از جامعه شناسان، فشار انباشته اقتصاد دلیل بروز چنین اعتراضاتی است اما با جنبه فرهنگی و اجتماعی. نکته دیگری که در این زمینه محل بحث است بحث طیفی نیروهای فعال معترضین است، بالاخره کدام روند معیوب باعث اعتراض این افراد شده است؟

چه مسیرهایی اینقدر بد بوده که جوانان را به این نقطه خشم و اعتراض رسانده اند؟ برخی معتقدند نسل جدید و ناشناخته ای در این امر دخیل هستند، برخی دیگر با تفکرات نزدیک به قدرت، رسانه های بیگانه و دخالت دشمن را تنها عامل می دانند، برخی معتقدند که اتفاق عجیبی در این طیف و اعتراض در بخش و کل رخ نداده است. جامعه ناشی از روندهای غلط اقتصادی است و ضعف سیاسی و دولتی وجود دارد.
برای بررسی موضوع فوق با تقی آزادآرامکی، استاد جامعه شناسی گفت و گویی داشته ایم که در ادامه مشروح آن را می خوانیم:

برخی معتقدند ریشه اعتراضات اخیر در مشکلات اقتصادی است که با جنبه های فرهنگی و اجتماعی ظاهر می شود. برخی نیز معتقدند که به دلیل قطع ارتباط اعتراضات و مطالبات کنونی با معیشت، اعتراضات تنها در سطح طبقه متوسط ​​با مطالبات حداقلی و بعضاً بی نتیجه باقی مانده است، نظر شما در این باره چیست؟

 

از ابعاد مختلف می توان به این پدیده نگاه کرد، من از منظر جامعه شناختی به آن نگاه می کنم و فکر می کنم با تولد چیزی به نام جامعه جدید ایرانی روبرو هستیم و این جامعه مختصات و ویژگی های خود را دارد.

تولد جدید جامعه ایران را قبل از بیان مختصات آن بررسی می کنم. ایران در دوران معاصر بیش از 500 سال است که برخی می گویند 150 سال است که در صدد ایجاد چند چیز است که یکی از آنها حکومت مقتدر است. دوم چیزی است به نام روابط منظم با دنیای اطراف. دیگری پروژه ایده‌ها، آرمان‌ها و آرمان‌های تاریخی است که زمانی در زمان ناسیونالیسم و ​​سپس تحت اسلام‌گرایی به وجود آمد و سپس تجدید حیات نیروهای اجتماعی جدید است.
وقتی این مولفه ها را کنار هم بگذاریم، با توجه به خاستگاه دوران مدرن و دغدغه های آن در جامعه ایران، مشخص می شود که تقریباً در این دوران مدرن محقق شده و جامعه ایرانی به آن دست یافته است.
حکومت مقتدری پیدا کرد و در قالب یک نظام مشخص به نام جمهوری اسلامی، آرمان های خود را با هر ضعف و انتقاد و نیرویی مطرح و به چالش کشید، نیروهای جدیدی شکل گرفت و روابطش با دنیا هم تهاجمی و هم چالش برانگیز بود. به این معنا می بینیم که با جامعه ای روبرو هستیم که قبلا وجود نداشت. این جامعه دویست سال پیش و حتی قبل از انقلاب وجود نداشت. بدیهی است که وقتی از نیروهای اجتماعی صحبت می کنیم، تعداد محدودی از افراد برای مدت طولانی بخشی از آنها بوده اند، اما بعد از انقلاب می بینیم که با انبوهی از نیروهای اجتماعی و گروه وسیعی از مردم با افراد مختلف مواجه هستیم. مشکلات درگیر ما با چنین جامعه قدرتمندی روبرو هستیم که یک سری الزامات دارد، یکی از این الزامات این است که بخواهد به طور مستمر مانند هر جامعه دیگری در حال گذار باشد، شما یک جامعه عشایری باثبات در آفریقا می بینید که می خواهد برای همیشه همینطور بماند، اما جامعه ایران اینطور نیست و همیشه می خواهد خودش را تغییر دهد و تغییر یکی از ویژگی های مهم جامعه مدرن ایران است.
همچنین روابط زیادی بین نیروهای اجتماعی، همکاری افقی، طولی و… وجود دارد و با جامعه قدیم که سلسله مراتبی داشت متفاوت است. به نظر من این مشکل خصلت جدیدی است که جامعه ایران آن را کشف کرده است. مثلاً در خانواده قدیم اینطور نبود که بین افراد و موقعیت هایشان در خانه پیوندهای زیادی وجود داشته باشد و پیوندها مختلط باشد و نمی توان گفت جامعه ایران درگیر تضاد بین نسلی است، بلکه درگیر است. در مسائل مختلف در روابط

  تیم فوتبال ساحلی ایران پس از شکست ژاپن در مرحله نیمه نهایی به مصاف امارات رفت

بی امیدی به آینده و مشکل در روابط ایران با جهان تا چه اندازه مطالبه اعتراضی جوانان را ایجاد کرد؟

رابطه با دنیا مسئله اصلی ایرانیان امروزی است و میل به تغییر و حرکت در آن دارند. دیدگاه کلاسیک که ایران را در مقابل غرب قرار می دهد، جامعه جدید را به چالش کشیده و می گوید که غرب یکپارچه از جمله مقوله های متعارف را به رسمیت نمی شناسد. نگاه سیال به روابط با جهان از ویژگی های جامعه جدید است که هیچ کس آن را نمی شناسد و مهم ترین چیز تجربه زندگی است که برای تحقق آرمان های خود یافته است. جامعه زمانی آرمان گرا بود و جمهوری اسلامی را ایجاد کرد، بعد دنبال توسعه بود که شکست خورد و حالا به تعریف جدیدی از آن آرمان رسیده است که تجربه تکراری گذشته است و در فضای جدید می خواهند شما بیشتر یک چالش کوچک و زندگی بدون رفتن به جنگ.

اما دلیل اصلی این اتفاقات وجود جامعه جدید ایران است که مختصاتی دارد که به رسمیت شناخته نشده و اکنون معترض به رسمیت شناخته شدن هستند.

هنوز به اقتصاد نرسیده ایم، به نظر شما در کدام نقطه از این اعتراضات می توان اعتراض اقتصادی را دید؟

جامعه ایرانی می خواهد زندگی کند، زیرساخت های زندگی باید امکانات اقتصادی مناسبی داشته باشد. این یعنی مهارت و آموزش و اشتغال و جامعه اقتصادی و دولتی فعال که دغدغه توسعه دارد. جامعه ابزار کافی برای زندگی نداشت و نسبت به این مشکل انتقاد داشت، اما فراموش نکرد که زندگی آرام و بدون استرس می خواست. جامعه ای که با دنیا مذاکره و گفت و گو می کند اما وقتی می بیند اینجا گلوگاه است و دولت عاجز و تحریم است نتیجه نمی گیرد و به دنبال صلح و ارتباط با دنیا است و بر این جست و جو تاکید می کند. از طرفی وقتی کشور را به جای آرمان گرایی های عجیب به سمت زندگی سوق دهند، اشتغال هم ایجاد می شود. یعنی بحث اقتصادی را به یک موضوع اجتماعی و فرهنگی تبدیل کردند و دنبال راه حل هستند.

  جزئیات نامه ویر اکونومی به وزیر صمت

چه میزان از فروکش اعتراضات ناشی از اقدامات دولت و چه میزان ناشی از تخلیه انرژی عمومی و حتی بروز درگیری بین معترضان است؟

اینجا دو بازیگر وجود دارد، یکی جامعه و دیگری دولت. تا جایی که دولت اجازه می دهد، جامعه حول مطالبات خود بازی می کند. در این صورت مسائل مطرح می شود و اختلالات کاهش می یابد. اما وقتی دولت جامعه و اعتراض آن را به رسمیت نمی شناسد و آنها را مجازات می کند و آنها را عامل بیگانه معرفی می کند، جامعه می گوید من خارجی نیستم، بنابراین مطالبات خود را به گونه ای دیگر پیگیری می کنم تا هزینه کمتری پرداخت کنم.

جامعه به جای اعتراض خیابانی چه مسیرهایی را دنبال خواهد کرد؟ این مبارزه در آینده چه جهتی خواهد داشت؟
اولین راهی که وجود دارد و کمتر در جامعه ایران و در خارج از کشور بیشتر بر آن تاکید می شود بحث حقوق شهروندی است. زمانی رئیس مجلس گفت که ما می خواهیم حکومت داری را اصلاح و نوسازی کنیم. گفتم یادتان باشد در سطح سیاسی کاری نمی توانید انجام دهید مگر اینکه در سطح قانونی کاری انجام دهید. موضوع جامعه تا ده روز پیش سیاسی بود اما وقتی با خشونت حکومت مواجه شد به مطالبات قانونی روی آورد. و در این بین چه کسی اهمیت می دهد؟ ایرانیان خارج از کشور! این زمان نیز برای دولت فرآیند دشوارتر و برای عموم ارزان‌تر است، زیرا مردم می‌خواهند دولت به حقوق خود طبق قانون دست یابد. اکنون مبارزه به سطح بسیار بالایی رسیده است و جامعه نیز به آن دامن می زند. او تا همین اواخر از طریق سازماندهی نظام حزبی مطالبات را مطرح می کرد، اما اکنون به مسائل حقوقی روی آورده است. ممکن است زمان اعتراض بیشتر باشد، اما نتیجه واقعی و عملی خواهد بود.

  وضعیت جاده / ترافیک سنگین در بزرگراه قزوین

یک نکته آخر

ادامه راه جامعه اگر تا دیروز سیاست را به چالش می کشید و عوامل سیاسی را هدف قرار می داد و می گفت رئیس جمهور باید استعفا دهد! اکنون جامعه به سمتی می رود که به دولت بگوید رابطه حقوقی را تغییر دهد، در نتیجه به سمت تغییر نظام حقوقی می رویم و فکر می کنم از نظر اجتماعی خیلی جلوتر خواهد رفت.

دیدگاهتان را بنویسید