بعد از قتل همسرم را در دیوار دفن کردم!

حدود دو سال پیش مرد جوانی از ناپدید شدن همسرش به پلیس خبر داد و گفت: همسرم از روزی که خانه را ترک کرده دیگر برنگشته است، همه جا رفتم اما هیچکس از او خبر ندارد.

سپس پلیس تحقیقات را آغاز کرد و به سراغ خانواده زن جوان رفت. اما آنها مدعی شدند که ماجرای ناپدید شدن دخترشان تحت کنترل شوهرش بوده است. از آنجایی که آنها بر سر مسائل مختلف به خصوص مالی با هم اختلاف داشتند و دخترشان قصد جدایی و طلاق داشت، حالا متقاعد شده اند که دامادشان برای دخترشان دردسر ایجاد کرده و قصد دارند با این شکایت پرونده را به انحراف بکشند.

مرد جوان سپس احضار و مورد بازجویی قرار گرفت اما گفت هیچ اطلاعی از همسرش ندارد.

در حالی که سرنوشت زن جوان در هاله ای از ابهام قرار داشت، مسئولان متوجه شدند که هیچکس از سرنوشت زن جوان اطلاعی ندارد و آخرین نقطه روی آنتن تلفن خانه او بوده است.

در ادامه تحقیقات برای یافتن اطلاعات زن جوان، شوهر این زن در نهایت اعتراف کرد و یک سال بعد ماجرا را توضیح داد: مدتی بود به همسرم مشکوک بودم تا اینکه تصمیم به کشتن او گرفتم.

روز حادثه پس از بحث های فراوان، روسری را دور گردنش انداختم و چون ساختن آن را بلد بودم خفه کردم. .

پس از اعتراف هولناک جنایتکار و اطلاع خانواده مقتول، این بار آنها در دادگاه حاضر شدند و گفتند که دامادشان در این مورد به همسرش دروغ می گوید و این موضوع را بهانه کرده و او را تنها به دلیل مالی کشته است. اختلاف نظر.

  ایران از طرح سازمان ملل برای برقراری آتش بس در یمن استقبال می کند

پس از بررسی، ماموران به محل دفن رفتند و بقایای جسد را از دیوار بیرون آوردند. با تکمیل تحقیقات و تشکیل کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه هشتم دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.

در ابتدای جلسه اولیای دم خواستار قصاص شدند و سپس متهم با حضور در پایگاه با قبول اتهام قتل عمد همسرش گفت: از کارم متاسفم و طلب بخشش می کنم.

قاضی از متهم پرسید: اگر قصد قتل را نداشتی و از قتل پشیمان بودی چرا سوال را یک سال پنهان کردی؟

متهم در حالی که ساکت بود سرش را پایین انداخت و خطاب به خانواده همسرش گفت: شرمنده ام.

در پایان جلسه قضات دیوانه شدند و متهم را به قصاص محکوم کردند.

دیدگاهتان را بنویسید