برخی اساتید دانشجو را ابزاری برای ارتقا می دانند/ فاصله عمیق استاد و دانشجو در ایران

به گزارش گروه علمی و فناوری باشگاه خبرنگاران ( ایسکانیوز ) ; نیما موحدی متولد 1361 در تهران است. در مدرسه دانش آموزی بازیگوش بود، اما دانش آموز. اما اتفاقاً دانشگاه تخصص مهندسی مواد متالورژی را پذیرفت. رتبه او در کنکور سراسری به گونه ای نبود که بخواهد انتخاب رشته کند. او برای دانشگاه آزاد هم چند انتخاب داشت که آخرین آنها نجف آباد، مهندس مواد متالورژی بود. تا سال دوم دانشگاه هیچ اطلاعی از این رشته نداشت اما از ترم چهارم که وارد دروس عملی و تخصصی شد به نزدیکی این رشته به علایق خود پی برد و تصمیم گرفت این رشته را در مقطع کارشناسی ارشد ادامه دهد.

در مقطع کارشناسی ارشد، دانشگاه سمنان در رشته شناسایی مواد مهندسی پذیرفته شد و پس از فارغ التحصیلی در سال 1389 بدون هیچ ایده ای برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری، وارد این صنعت شد و در یک شرکت مهندسی مواد مشغول به کار شد. پس از هفت سال کار در این محیط متوجه شد که علاقه زیادی به ادامه تحصیل دارد.

او در چندین کشور برای ادامه تحقیقات خود درخواست می دهد. او در اواخر سال 2017 در دانشگاه نیوکاسل استرالیا پذیرفته شد و دکترای خود را آغاز کرد.

او در حال حاضر دانشجوی فوق دکترا در تولید و ارزیابی فوم های فلزی مدرن و مواد متخلخل در دانشگاه نیوکاسل استرالیا است.

گفت و گوی ما با این محقق را در ادامه می خوانید:

بیشتر کارهای تحقیقاتی شما شامل ساخت انواع فوم های فلزی است. لطفا در مورد این مقاله توضیح دهید.

فوم های فلزی یکی از مواد مهندسی مدرن هستند که پایه فلزی یکپارچه در ساختار خود ندارند، بلکه ساختاری از ترکیب فلز پایه و تخلخل دارند که به عمد با روش های مختلفی مانند ریخته گری، متالورژی پودر و شیمیایی ایجاد می شود.

برخی از معلمان دانش آموزان را ابزاری برای ارتقاء می دانند

نمونه ای از فوم فلزی

این تخلخل ها باعث کاهش چگالی و چگالی مواد شده و خاصیت جذب انرژی در برابر بارهای مکانیکی را ایجاد می کنند. به این ترتیب فوم های فلزی تحت بارهای فشاری نسبت به فلزات پایه انرژی جذب می کنند. به عنوان مثال اگر از این فوم های فلزی در سپر خودرو استفاده شود، انرژی حاصل از برخورد را در هنگام تصادف جذب می کند که در این صورت سرنشینان نیروی کمتری نسبت به تصادف احساس می کنند. این تخلخل ها همچنین فوم های فلزی را سبک تر از فلزات پایه می کنند.

این مواد مدرن می توانند کاربردهای مختلفی در تولید مبدل های حرارتی و در صنعت حمل و نقل به عنوان مثال در تولید گاردریل داشته باشند.

تاکنون چه دستاوردهایی داشته اید؟ مهمترین آنها را توضیح دهید.

همانطور که گفتم اکثر پروژه های تحقیقاتی من مربوط به فوم های فلزی است و از زمانی که در واحد تحقیقات متالورژی گروه صنایع گیتی پسند اصفهان مشغول به کار بودم، ساخت این فوم ها را در ایران آغاز کردم. این شرکت می‌خواست خانه‌های پیش ساخته بسازد و برای کف و دیوارهایش به موادی نیاز داشت که هم بادوام و سبک باشند و هم در برابر خوردگی و آتش‌سوزی مقاوم باشند. بعد از جستجوهای زیاد متوجه شدم بهترین راه حل استفاده از فوم های فلزی است که مورد تایید مجموعه و مدیریت شرکت قرار گرفت و از اینجا جرقه ساخت مواد شعله ور شد.

تولید این ماده فوق العاده سخت بود و حدود سه سال طول کشید تا یک نمونه جامد از این ماده بسازیم. به جرات می توانم بگویم این مدل قابل رقابت با نمونه های اروپایی، کره ای و چینی بود اما متاسفانه پروژه متوقف شد و نتوانستیم این ماده را در مقیاس کاملا تجاری تولید کنیم. اما در مقیاس نیمه صنعتی کاملا قابل قبول بود. این بهترین دستاوردی بود که داشتم.

  یکی از کارکنان هوافضای سمنان شهید شد + عکس

دستاورد دیگر من مربوط به دکتری است. در این دوره من در مورد تولید و ارزیابی فوم های فلزی مصنوعی با ساختار گرادیان یکپارچه تحقیق کردم. فوم های فلزی تدریجی معمولاً از روی هم چیدن قطعات فوم ساخته می شوند، اما در این پروژه از آلیاژهای مختلف و ذرات فضایی در زوایای مختلف در نمونه استفاده کردم. خواص فیزیکی و مکانیکی ساختار فوم فلزی حاصل را می توان در جهات مختلف ماده کنترل کرد.

کار دیگر من تعبیه لوله های فلزی در فوم فلزی مصنوعی به روش ریخته گری یک مرحله ای بود. سازه ها و پروفیل های فلزی توخالی معمولاً با فوم پر می شوند، اما در این پروژه برای سبک کردن فوم، سبک کردن سازه و افزایش خواص مکانیکی آن، لوله های فلزی ریختم.

علاوه بر این، با استفاده از فوم های فلزی سلول باز – که با لوله های فلزی ترکیب می شدند – مبدل های حرارتی پوسته و لوله (مبدل حرارتی پوسته و لوله) من با هزینه کمتر و کارایی بیشتر طراحی کردم. مبدل حرارتی محفظه و لوله ای نوعی مبدل حرارتی است که آب را خنک می کند.

آینده دنیای علم و فناوری را چگونه تصور می کنید؟

دنیای علم و فناوری بسیار سریع در حال پیشرفت است و به نظر می رسد هر آنچه در حال حاضر در ذهن خود تصور کنیم در آینده ای نزدیک از طریق فناوری اتفاق خواهد افتاد. فکر می کنم 10 سال دیگر شیوه زندگی همه ما تغییر خواهد کرد.

مثلاً تصور می‌کنم در آینده‌ای نزدیک، علاوه بر مکالمه ویدیویی با دوستان، بوی قهوه‌ای که می‌نوشد را نیز می‌توان بویید. در کل به نظر من در این دنیا رویا و غیرممکن نیست و با کمک تکنولوژی می توان به همه چیز رسید. به عنوان استعاره ای که در آن هر چیزی که در دنیای واقعی غیرممکن است قابل انجام است.

معمولا در اوقات فراغت خود چه می کنید؟

من معمولاً در کارهای تحقیقاتی خود یا تمرین می کنم یا مطالعه می کنم. پیاده روی و تناسب اندام ورزش های مورد علاقه من هستند و همچنین موسیقی و کتاب های صوتی زیادی گوش می دهم.

چه کتاب هایی می خوانید و چه فیلم هایی می بینید؟ کدام یک از کتاب ها و فیلم های مورد علاقه خود را پیشنهاد می کنید؟

من معمولا مستند می بینم و فیلمی که پیشنهاد می کنم «مشکل اجتماعی» یا معضل اجتماعی و این فیلم در سال 2020 به کارگردانی جف اورلوفسکی ساخته شده است. این فیلم به پدیده های نوظهور شبکه های اجتماعی و آسیب هایی می پردازد که این بسترها به جامعه وارد کرده اند. این مستند به تاثیراتی می پردازد که الگوریتم هایی از جمله گوگل، فیس بوک، اینستاگرام و توییتر بر روی افراد گذاشته اند.

کتاب مقدمه ای جدید بر تحلیل رفتار تعاملی نوشته ایان استوارت و ون جونز یکی از کتاب های روانشناسی است که من به تازگی خوانده ام و به خوانندگان توصیه می کنم. فرض اصلی نظریه این کتاب این است که مردم ذاتاً خوب هستند. این بدان معناست که هم من و هم شما با ارزش، قابل احترام، ارزشمند و ارزشمند هستیم. من خودم را همانگونه که هستم و تو را همانگونه که هستم می پذیرم. این حالت تا زمانی از بدن انسان ناشی می شود که به رفتار مربوط نباشد. گاهی ممکن است کاری را که انجام می دهید دوست نداشته باشم یا قبول نداشته باشم، اما همیشه شما را همانگونه که هستید می پذیرم. زیرا نهاد شما به عنوان یک انسان برای من ارزشمند است، هرچند ممکن است رفتار شما ارزشی نداشته باشد. این کتاب توسط دکتر باخمن دادگستر و «تأملاتی در روانشناسی تجربی; آن را “تحلیل رفتار متقابل” می نامند.

  دومین برد شاگردان مهدوی کیا -

کتاب دیگری که می خواهم پیشنهاد کنم کتاب هنر گمشده گوش دادن اثر مایکل پی نیکولز است که در ایران نیز ترجمه شده است. این کتاب توضیح می‌دهد که چگونه شنونده بهتری شویم و عمیق‌تر به تجربه گوینده نفوذ کنیم و چگونه مراقب عادت‌های بدی باشیم که کیفیت گوش دادن ما را کاهش نمی‌دهند. از جمله رازهایی که در این کتاب به برقراری ارتباط مؤثر کمک می کند، تفاوت بین مکالمه واقعی و روند گفتگو، گوش دادن به مقاصد واقعی دیگران است و نه فقط آنچه گفته می شود، تأثیرگذاری بر شخص. کسی که هرگز گوش نمی دهد که چگونه اختلافات را کاهش دهد و چگونه از دیگران کمک بخواهد، در حالی که از توصیه های ناخواسته اجتناب می کند.

به نظر شما مهمترین تفاوت نظام آموزش عالی ایران با استرالیا چیست؟

اولین چیزی که به ذهنم می رسد اولین روزی است که با استادم در یکی از دانشگاه های استرالیا آشنا شدم. او کاملاً صمیمانه با من رفتار کرد. به نوعی اختلاف سطح استاد و شاگرد در همان لحظه اول شکست و احساس کردم دارم با دوستم صحبت می کنم. از سوی دیگر در ایران رابطه استاد و دانشجو گاهی چنان خشک است که بین آن دو دافعه ایجاد می کند و در نهایت دانشجو را به سمتی سوق می دهد که نمی خواهد.

در استرالیا رابطه دانشجو و استاد اگرچه صمیمی است اما بسیار جدی است یعنی هر دو هوای بیشتری برای هم دارند و با انگیزه بیشتری با هم کار می کنند. در حالی که در ایران کار استادی یک کار تجملی است و هرکسی که کار لاکچری داشته باشد جدی تر است.

اساتید دانشگاه های استرالیایی مهارت های تحلیل تعامل را می دانند و آموزش دیده اند و سیستم آموزش عالی این کشور پس از سال ها آموزش به این نتیجه رسیده است که یخ بین معلم و دانش آموز باید شکسته شود. از سوی دیگر در ایران شکاف عمیقی بین استاد و دانشجو وجود دارد و علاوه بر این، برخی از اساتید معمولاً دانشجویان تحصیلات تکمیلی و دکتری را وسیله ای برای ارتقای خود می دانند.

علاوه بر این، دوره های کارشناسی که در ایران تدریس می شود، بیشتر به صورت عمومی و تئوری است، در حالی که دروس کاملا کاربردی در دانشگاه های استرالیا تدریس می شود و در نتیجه زمانی که دانشجو فارغ التحصیل می شود، آمادگی کامل برای کار در این صنعت را دارد.

فضای دانشگاه های استرالیا محیطی است که دانشجویان را کاملا مستعد تحقیق می کند چون دغدغه ای جز تحقیق ندارند اما در ایران دانشجویان هزاران دغدغه دارند. دانشجوی دکتری در ایران حقوق نمی گیرد، باید کار کند تا امرار معاش کند. به همین دلیل، از دیدگاه فردی که در ایران دانشجو بوده است، معتقدم به دلیل این مشکلات و کمبود امکانات، اساتید باید سطح توقع خود را از دانشجویان پایین بیاورند. در کل فکر نمی کنم فقط دانشجوی دکترا در پایان پایان نامه از استادش تشکر کند. همچنین استاد باید از دانشجو برای کار پژوهشی تشکر کند.

  گزارش زنده؛ پرسپولیس 1-0 پیکان

یکی دیگر از تفاوت های سیستم آموزش عالی ایران و استرالیا عدم وجود مدرک کارشناسی ارشد در استرالیا است. این هم مزایا و هم معایبی دارد. به این معنا که دانشجویان استرالیایی زودتر وارد بازار کار یا دکترا می شوند و از طرفی این دوره در ایران اگرچه زمان زیادی از دانشجو می گیرد اما ذهن او را برای تحقیقات بیشتر آماده می کند.

آیا دانشگاه های استرالیا دارای معیاری برای ارزیابی اساتید هستند؟ و اگر استادی ارتقا پیدا کند چه مزایایی به او تعلق می گیرد؟

آره. علاوه بر نظرسنجی از اساتید دانشجو در پایان هر ترم، تعداد کمک هزینه ها یا بودجه های پژوهشی که هر استاد دریافت می کند، معیار بسیار خوبی برای آنها است و سطح آنها را بالا می برد.

در مورد اول نحوه برخورد معلم با دانش آموزان اقلیت، توانایی صحبت به زبان انگلیسی و توجه به برابری جنسیتی بسیار مهم است و معلم باید با همه به یک اندازه رفتار کند. اگر استادی ارتقا پیدا کند قطعا حقوقش در وهله اول افزایش می یابد.

تفاوت اصلی پروژه های تحقیقاتی ایران و استرالیا از نظر موضوع، بودجه تحقیقاتی و کاربردی بودن چیست؟

تفاوت زیادی در موضوع وجود ندارد، اما تفاوت اصلی این است که در استرالیا ما همیشه روی موضوع تمرکز می کنیم تا نتیجه را در قالب یک مقاله سطح بالا منتشر کنیم. این کار در ایران نیز انجام می شود اما به دلیل عدم تمرکز به دلیل فعالیت هایی غیر از تحقیقات، این روند دیرتر به پایان می رسد. در کل می توانم بگویم دکتری در ایران تعریفی ندارد. این بدان معناست که تحصیل در مقطع دکتری باید به عنوان یک شغل در نظر گرفته شود، زیرا هدف از این دوره اخذ مدرک نیست، بلکه ارائه یک موضوع جدید است. شعار مشخصی در دانشگاه وجود دارد که پژوهشی که اکنون ارائه می شود دانش و سرمایه ای است که نسل آینده به آن دسترسی خواهد داشت.

چه توصیه ای به جوانان ایرانی دارید که در شرایط فعلی می توانند موفق و پیشرفت کنند؟

زود تصمیم بگیرید که آیا می خواهید تحصیلات خود را ادامه دهید یا وارد صنعت شوید. ما جوانان زیادی را می بینیم که به دانشگاه می روند اما یک سقف و دو هوا می گیرند و نمی توانند بین این دو تصمیم بگیرند. اگر آنها به دنبال علایق خود باشند، حتی اگر در ابتدا درآمدی نداشته باشند، در نهایت موفق خواهند شد.

وقتی در استرالیا هستید بیشتر از همه دلتان برای ایران تنگ شده است؟

دلم برای خانواده و دوستانم و در کل برای نحوه زندگی و نحوه ارتباط مردم با یکدیگر در ایران تنگ شده است.

بزرگترین آرزوی شما برای خود و دنیا چیست؟

من پیشرفت خود را دست کم می گیرم و می خواهم پیشرفت بیشتری داشته باشم و صلح و امنیت را برای جهان می خواهم.

دیدگاهتان را بنویسید