این خوب نیست که مردم مدام دستور بدهند، اما هیچ اتفاقی نمی افتد

بخش هایی از این مصاحبه را می خوانید:

تقریباً 300 روز از پیروزی آقای ریسی در انتخابات گذشته است. در دوران ریاست جمهوری و مدیریت آقای رییسی از نظر برنامه ریزی ها چه دیدید؟ آیا فکر می کنید دولت آقای ریسی برنامه ای دارد؟
با توجه به مجموعه شعارهای مطرح شده در انتخابات؛ به نظر می رسد مانند چندین هزار صفحه برنامه همچنان در حوزه های بزرگ و مهم مانند بحث های اساسی اقتصادی و حتی سیاسی و حوزه هایی مانند حوزه های بانکی و پولی و بحث هایی که ارتباط مستقیم و ملموسی با زندگی مردم دارد، در صورت وجود برنامه، اثر هنوز مطلوب است و مفید نبوده است. به عنوان مثال، اگر به روند کلی قیمت ها نگاه کنید، باید گفت که از زمانی که آقای ریسی و تیمش روی کار آمده اند، ما واقعاً شاهد افزایش قیمت ها در همه زمینه های زندگی روزمره مردم از جمله کالاها و … بوده ایم. خدمات عمومی. با توجه به اینکه در موضوع وحدت قدرت مانورهای زیادی انجام شده و همه فکر می کردند با اتحاد قدرت اتفاقات خوبی می افتد و حتی شعارهای آقای رئیسی با اتحاد قدرت فضای اقتصادی و سیاسی مناسبی ایجاد می کند. باید گفت که ما اینها را نمی بینیم. بنابراین باید گفت حتی اگر برنامه ای هم وجود داشت، این طرح ها به تصویب نرسید و همین بی ثباتی در برنامه ها دلیلی است که تاکنون شاهد فضای خوبی نیستیم. مثل کسانی که در مقاطع مختلف با دولت های مختلف سروکار داشته اند و سعی کرده اند فضا را برای اقدام و عمل دولت ببینند، اما به نظر من یا برنامه ای نبوده و یا اگر بوده، برنامه دقیقی نبوده که بتواند مشکل را حل کند. مشکلات موجود کند

  وضعیت جمعیتی کشور بسیار ناخوشایند است


شما به یکسان سازی فضا اشاره کردید. انتخابات برگزار شد و فضا یک طرفه بود که انتقادات زیادی در حوزه داشت. گفتید انتظار این است که با یکپارچه سازی فضا، آقای رییسی بتواند برنامه های خود را با آزادی عمل بیشتری انجام دهد. چرا این اتفاق نیفتاده است و آقای راسی حداقل تا کنون نتوانسته از این فرصت برای اتحاد فضا استفاده کند؟
یکی از دلایل آن عدم اطلاع دقیق آقای رییسی از رویدادهای سیاسی کشور است. در هر حال، کسی که می خواهد رئیس قوه مجریه باشد که تقریباً می توان گفت همه تصمیمات و تصمیمات در دستان اوست، باید از انواع نیروها، سازمان ها، نهادها و سایر قوا آگاهی مناسب داشته باشد. روی صندلی قدرت بنشینید یا از این قسمت ها اقدام مناسب انجام دهید یا به اندازه آنها از آنها انتظار داشته باشید. من فکر نمی کنم که آقای ریسی ارزیابی درستی از این موضوع داشته باشد.
نکته دوم اینکه شاید تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ما آنقدر در حال نوسان است که این کابینه از درک، تجویز و تصمیم گیری به موقع عاجز است.

برای مثال فرض کنید با مشکلی مانند افزایش قیمت خودرو مواجه هستید. این افزایش قیمت متغیرهای مختلفی دارد. این داستان در مورد کالاها و خدمات نیز صادق است. به همین دلیل درک خوب و استفاده از هر بازیگر به اندازه او بسیار مهم است. نکته دیگر این است که گاهی دولتمردان شعارهای مهمی می دهند که به نظر می رسد به دقت بررسی نشده و یا آنچه دولتمردان به آن رسیده اند با محاسبات دقیق انجام نشده است. به عنوان مثال به موضوع ربط ندادن فضای زندگی مردم به برجام اشاره می کنم که البته بحث درستی است. اما اینکه بگوییم چون نمی‌خواهیم زندگی مردم را با برجام پیوند بزنیم، به تعویق انداختن مذاکرات و انجام نشدن مذاکرات و اتلاف وقت و اتلاف وقت، اشکالی ندارد، قطعاً فشار بر جامعه را افزایش داده است. من همیشه طوری به فضای مذاکره نگاه می کنم که شما با یک قدرت جهانی با نیرو های زیاد روبرو هستید که اگر مجبور نباشید از آنها سوء استفاده کنید آنها از شما سوء استفاده می کنند و البته این کار را هم کردند. زیرا در جایگاه قدرت قرار دارند و قدرت بازار بالایی دارند. پس هنر شما این است که بتوانید از آنها امتیاز کسب کنید. اگر امتیاز نگیرید، در واقع فضایی را در سمت دیگر خالی کرده اید.

  علائم هشدار دهنده و علائم هشدار دهنده برای سلامت مغز


آقای ریسی رویه ای برای رسیدگی به مشکلات دارد و آن صدور دستورات مختلف است. یا در مواجهه با مشکلات مکرر از کلمه «باید باشد» استفاده کنید. آخرین نمونه دستور آقای ریسی برای معرفی خود در پشت این افزایش قیمت بود و اخیرا شاهد بودیم که معاون وزیر صمت گفت امشب باید قیمت ها کاهش یابد. یا برای هفت میلیارد دلار مدام می شنویم که این پول آمده یا خواهد آمد در حالی که به نظر می رسد اصلا نیازی به چنین اظهاراتی نیست. به نظر شما دلیل این روش حل مشکل چیست؟
به هر حال همه تلاش می کنند. دولت جوان است و همه می خواهند نشان دهند که می خواهند جلو بروند. اما حرکتی که در اعلام برخی از کارهایی که انجام نداده‌اید مشاهده می‌کنید، قطعاً از خود عمل گران‌تر است. یعنی هر کدام از این مسئولان می خواهند با اعلام اینکه فضا رو به بهبود است بگویند و وقتی این کار انجام نشود قطعا عواقب آن بسیار بد است. من فکر می کنم یک مسابقه و یک ماراتن برای دادن خبرهای خوبی شروع شده است که گاهی اوقات از آن حمایت نمی شود و فکر می کنم مسئولیت خود رئیس جمهور است که این پست را بگیرد و اظهار نظرهای غیر منطقی نکند. زیرا اگر نتوانید بخشی از مطالبات را دریافت کنید، مطمئنا بازار ارز، طلا، سکه و کالا دچار تنش شده و زندگی مردم مختل می شود. بنابراین اعلام این اظهارات نشان می دهد که رقابت و ماراتن خبر خوب آغاز شده است و از آنجایی که این خبر خوب، اطلاعات آن کامل نیست، تصور می شود اگر اعلام شود، تاثیر مثبتی خواهد داشت.
البته رئیس جمهور می تواند دستور بدهد، اما آنچه مسلم است این است که دستور یا دستور زبان نباید خصلت خود را از دست بدهد. اگر به دستور دادن ادامه دهید اما هیچ اتفاقی نیفتد، مردم کوچه و بازار و حتی بوروکرات های غیررسمی و بازیگران سیاست و اقتصاد بی فایده یا منسوخ یا از نظر سیاسی راکد و بی تفاوت می شوند و به مرور زمان این موقعیت قدرت را از دست خواهید داد. خودت بنابراین ادبیات دستور زبان نیز باید اندازه داشته باشد. و من فکر می کنم مشاوران آقای ریسی باید این را به او یادآوری کنند.

  صفحه مورد نظر شما یافت نشد.

دیدگاهتان را بنویسید