احمدی نژاد ترکیبی از توهم و استکبار بود!

اینجا جای گفت و گوهای اخلاقی نیست که بپرسیم چرا نفس نکشید و چه و چه… آیا کسانی که در سال های بعد از انقلاب آبروی دینداری و زهد را کر کرده بودند، این اشتباه را نکردند. یقه نوجوان؟؟

دیروز و پریروز اتهامی از او گرفته نشد. او احتمالاً چندین سال تلاش کرد تا به جایی برسد که بتواند به یک جوان انقلابی وفادار تبدیل شود و به راحتی با بالاترین مقامات سیاسی و مذهبی ملاقات کند. کسانی که چنین ساختاری را ایجاد کردند باید شکایت کنند. اینکه لازم نیست شایستگی، کارآمد و متخصص رشد و توسعه باشی، فقط باید خوب دروغ بگویی و به قول گوبلز آنقدر بزرگ باشی که هیچکس شک نکند! یا اگر مخاطبان شما می دانند که قورباغه را جایگزین قورباغه می کنید، در موقعیتی نامطمئن قرار گرفته اند و شهامت اعتراض را ندارند. زیرا معمول است که یک منتقد باهوش به جای دروغگو مسئولیت بپذیرد.

کسانی که در این ماجرا خود و مردم را فریب دادند باید دستگیر شوند. اما سوال این است که اگر آنها واقعاً بخواهند مست شوند، آیا کسی می ماند؟ ساختار نظام آموزشی ما بد است. ما نظامی ایجاد نکرده ایم که در آن فضیلت مایه رشد و پویایی و احترام باشد. نوعی فرمالیته ایدئولوژیک همراه با فرهنگ چاپلوسی و فقدان سیستم ارزیابی و تحقیر اندیشمندان و ده ها عامل دیگر گرد هم آمدند تا بسیاری از چیزهای بزرگ را به دست فرزانگان بسپارند.

کسانی که نفهمیده اند جوانی به معنای استخدام چند مدیر بی تجربه برای اداره یک وزارتخانه به عنوان کارآموز نیست! آنها مقصر هستند. اگر رهبری انقلاب از اصطلاح جوانان صحبت می کردند، فکر نمی کنم منظورشان این شکل از ارتقای پرسنل باشد. اگر علاوه بر نسل، انباشت و انتقال میراث گذشته و ارائه کارنامه در سطوح پایین تر و سلسله مراتبی نباشد، تربیت نیروهای جوان پایانی فاجعه بار خواهد داشت. همانطور که در تجربه احمدی نژاد تکرار شد. این ترکیبی از توهم، تکبر، جهل و سوء مدیریت بود. بسیاری از تصمیمات او، خواسته یا ناخواسته، خلاف منافع ملی در خدمت صهیونیسم جهانی بود. حتی امروز هم می خواهد به بوریس یلتسین یا جانلاک ادای احترام کند!!

  کودکی پدر بدسرپرست خود را فاش کرد!

نمی دانم چرا برادرانی که این تاکتیک را ابداع کردند و امروز هم در آن هستند، دوباره این کار را انجام می دهند! پاسخ آسان به این نگرش این است. تربیت افراد شایسته کار یک یا دو روزه نیست. از سوی دیگر وقتی فضای نخبگانی حاکم باشد نمی توان به این دسته از تصمیم گیران اعتماد کرد.

این چرخه ادامه دارد. شما ساختار معیوب دارید. نتیجه سیستم افراد واقعی و تاثیرگذار نخواهد بود، بنابراین نگرش و ساختار سازمان را تغییر ندهید، زیرا اگر تغییر کند، جایی برای شما نیست. پس تصمیم می گیرید یک کارتون تقلبی و مصنوعی بسازید.

دیدگاهتان را بنویسید